|
غـــــــــــــربت یک نـــــــــــــــگاه
ماه می گذرد ..در انتهای مدار سردش ..ما مانده ایم و روز نمی آید .
|
"هربار" من تو را برای شعر برنمی گزینم، شعر مرا برای تو برگزیده است. در هشیاری به سراغت نمی آیم؛ هر بار از سوزش انگشتانم درمی یابم که باز نام تو را می نوشته ام. حسین منزوی [ 90/09/07 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ مریــــــــــــم ]
[ ]
به دستانم به احساسم و به سکوت رو به فراموشیم فرصت ماندن بده فرصت نفس کشیدن من با تمام غرورم از تو پر پرواز نمی خواهم من از تو آسمانی می خواهم که به وقت دلتنگی تنها دلخوشیم نگریستن به آن باشد به من بگو درخواست غریبی است ؟؟؟
[ 90/08/27 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ مریــــــــــــم ]
[ ]
یه حرفایی همیشه هست
که از عمق نگاه پیداست از اون حرفای تلخی که مثه شعر فروغ زیباست...
از اون حرفها که یک عمره به گوش ما شده ممنوع از اون حرفهای بی پرده شبیه شعری از شاملو...
از اون حرفها که میترسیم از اون حرفها که باید زد از اون درد دلای خوب از اون حرفهای خیلی بد...
نگفتی و نمیگم ها حقیقت های پنهانی از اون حرفها که میدونم از اون حرفها که میدونی...
به زیر سقف این خونه منم مثل تو مهمونم منم مثل تو میدونم تو این خونه نمیمونم...
یه حرفهایی همیشه هست که از درد توی سینه ست مثل رپ خونی شاهین پر از عشق پر از کینه ست پر از نا گفته هایی که خیال کردیم یکی دیگه دلش طاقت نمیاره همه حرفامونو میگه...
همیشه آخر حرفها، پر از حرفهای ناگفته ست همیشه حال ما اینه، همیشه دنیا آشفته ست... به زیر سقف این خونه، منم مثل تو مهمونم منم مثل تو میدونم تو این خونه نمیمونم...
(رها اعتمادی)
[ 90/08/24 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ مریــــــــــــم ]
[ ]
اما با این همه امید قبولی در امتحان سادۀ تو رد شدم اصلاً نه تو ،
نه من! از خوبی تو بود
زنده یاد
قیصر امین پور
[ 90/08/17 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ مریــــــــــــم ]
[ ]
غزل دلتنگی
هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکوه تر از کوه دماوند غرورم تنها سر مویی ز سر موی تو دورم ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم زنده یاد قیصر امین پور
[ 90/07/27 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ مریــــــــــــم ]
[ ]
|
|
| [ : ] |