|
ماه می گذرد ..در انتهای مدار سردش ..ما مانده ایم و روز نمی آید .
|
“In These Nights”
Petrified is in these nights
Floweret by foliage and
Foliage by squall and
Squall by stratus.
Horrified is in these nights
Any mirror by its image.
And reveal not their secrecy and song, the springs
Alone, but, is widespread your chant.
Thus oceanic, thus vigilant
درین شبها
درین شبها
که گل از برگ و
برگ از باد و
ابر از خویش می ترسد،
و پنهان می کند هر چشمه ای
سرّ و سرودش را،
در این آفاق ظلمانی
چنین بیدار و دریا وار
توئی تنها که می خوانی

روز اول پیش خود گفتم
دیگرش هرگز نخواهم دید
روز دوم باز گفتم
لیک با اندوه و با تردید
روز سوم هم گذشت اما
برسر پیمان خود بودم
ظلمت زندان مرا می کشت
باز زندانبان خود بودم
نیمه شب در دل دهلیز خموش
ضربه پایی افکند طنین
دل من چون دل گلهای بهار
پر شد از شبنم لرزان یقین
گفتم این اوست که باز آمده است
جستم از جا و در آئینه گیج
بر خود افکندم با شوق نگاه
آه،لرزید لبانم از عشق