تبليغاتX
غـــــــــــــربت گلـــــــــــــــــها JavaScript Codes
ماه می گذرد ..در انتهای مدار سردش ..ما مانده ایم و روز نمی آید .

 

در سكوت و خلوت سحر

پنجره اي بر روي پرنده باز مي شود

و افق ، از ابديت تا نهايت

 

پرنده را به پرواز مي خواند

آسمان ودرخت براو

آغوش مي گشايد

 

و باد ، در گوشش

عاشقانه آهنگ رهايي را زمزمه مي كند

پرنده در حسرت پرواز

 

و پرواز در حسرت پرنده

 

اي كاش پرنده در زندان عادت

زبان طبيعت را از ياد نبرده باشد !

 

  

+ نوشته شده در 86/11/23ساعت 15 توسط مریم |

 

سکوت سرشار از سخنان نا گفته است 
از حرکات نا کرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده .

 

 

سکوت می کنم که نگفتنم بهتر است

که نفس کشیدنم بهانه است

بهانه ای برای انتظار

 

+ نوشته شده در 86/11/20ساعت 9 توسط مریم |