تبليغاتX
غـــــــــــــربت گلـــــــــــــــــها JavaScript Codes
ماه می گذرد ..در انتهای مدار سردش ..ما مانده ایم و روز نمی آید .

 

درخت
برگهای خویش را
پیشکش باد می کند
تا باد
برایش
ابرهای بارانی آورد
برگها
عاشقانه
ترک زادگاه خویش می کنند
و راه سرنوشت را پیش می گیرند ...

باران می آید
و درخت تنهاست ...

 

 

 

  

+ نوشته شده در 87/10/16ساعت 11 توسط مریم |

 

خيره به جهان    

 خيره به تو

 و دروازه هاي يخي از زمستاني دور

 بر کدام مدار چرخيده ايم

 که دستي گهواره اي را نمي جنباند

 و شعله اي بر بلندي آتش نمي رقصد؟

 مگر آسمان پريدن نمي خواهد

 که هر لحظه مي ريزيم

 از بالي به بالي

 و تاريک مي شويم 

 از نگاهي به نگاهي

 نمي دانم گوشه کدام آواز را به خاک سپردند

 که اين رقص ده صوفيانه است و نه.....

 نمي دانم چرا با شکستن پلها

 رودخانه ها بد نام ميشوند

 

 

 

+ نوشته شده در 87/10/10ساعت 11 توسط مریم |