|
ماه می گذرد ..در انتهای مدار سردش ..ما مانده ایم و روز نمی آید .
|
این سکوت سکوت من و تو بی تردید
حصار کاغذی ذهن را خواهد شکافت
می خوام تو رو که باشی
جون بدی تا نمیرم
عبور یک غریبه بود
که با دستهای آهنین
سکوت سپیدم را ربود
فریاد از آن سکوت
نفرین به این عبور
من ، سكوتم را باز خواهم گرفت ....

“In These Nights”
Petrified is in these nights
Floweret by foliage and
Foliage by squall and
Squall by stratus.
Horrified is in these nights
Any mirror by its image.
And reveal not their secrecy and song, the springs
Alone, but, is widespread your chant.
Thus oceanic, thus vigilant
درین شبها
درین شبها
که گل از برگ و
برگ از باد و
ابر از خویش می ترسد،
و پنهان می کند هر چشمه ای
سرّ و سرودش را،
در این آفاق ظلمانی
چنین بیدار و دریا وار
توئی تنها که می خوانی