تبليغاتX
غـــــــــــــربت گلـــــــــــــــــها - صبر سنگ JavaScript Codes
ماه می گذرد ..در انتهای مدار سردش ..ما مانده ایم و روز نمی آید .

 

روز اول پیش خود گفتم

دیگرش هرگز نخواهم دید

روز دوم باز گفتم

لیک با اندوه و با تردید

 

 

روز سوم هم گذشت اما

برسر پیمان خود بودم

ظلمت زندان مرا می کشت

باز زندانبان خود بودم

 

 

+ نوشته شده در 86/09/24ساعت 15 توسط مریم |