|
ماه می گذرد ..در انتهای مدار سردش ..ما مانده ایم و روز نمی آید .
|
محرم

محرم ماه الفت با جنون است
چراغ کوچه هايش بوي خون است
محرم حرمت خون است و خنجر
تلاطم مي کند حنجربه حنجر
دل من فدای دو دست اباالفضل
به قربان چشمان مست اباالفضل
ربود از همه ساقیان گوی سبقت
به چوگان دل ناز شست اباالفضل
غم ِ زهرا مرا سوز درون داد
دم ِ حيدر به من شور جنون داد
حسين آمد به زخم دل نمک ريخت
مرا با شور عاشورا در آميخت
اي يزيد ! اين سر متعلق به کيست ؟
از حضرت امام زين العابدين عليه السلام روايت شده که فرمودند :
هنگامي که سر بريده امام حسين عليه السلام را پيش يزيد آوردند. او مجلس شرابخواري تشکيل داده ، (هر روز) سر مبارک حسين را در برابر روي خود نهاده و مشغول نوشيدن شراب مي شد .
روزي فرستاده و سفير پادشاه روم که شخصي بزرگ و از اشراف بود ، در مجلس يزيد حضور داشت ، به يزيد گفت : اي فرمانرواي اعراب ! اين سر متعلق به کيست ؟
يزيد گفت : تو چه کار داري که اين سر براي کيست ؟
سفير گفت : « هنگامي که من به کشور خويش و نزد پادشاه خود باز مي گردم،از چيزهايي که ديده ام ، از من سوال مي کند ، دوست دارم که جريان اين سر و صاحب آن را بدانم تا برايش تعريف کنم و به اين صورت او نيز در شادي و سرور تو شريک شود .»
تف بر تو و بر دين تو !
يزيد ملعون گفت : اين سر ، متعلق به حسين پسر علي بن ابي طالب مي باشد .
سفير رومي پرسيد : مادرش چه کسي است ؟
يزيد پاسخ داد : فاطمه ، دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم .
آن نصراني گفت : نفرين و اف بر تو و بر دين تو ! دين و ايين من بسيار بهتر از دين توست ؛ چراکه پدر من يکي از نوادگان حضرت داوود مي باشد ، ميان آن حضرت و من ، نسل هاي زيادي وجود دارند ؛ اما با وجود اين ، مسيحيان به من احترام گذاشته و مرا تعظيم مي کنند و خاک پاي مرا به سبب اينکه از نوادگان داوود پيامبرم ، براي تبرک بر مي دارند ؛ ولي شما فرزند دختر پيامبرتان را مي کشيد ، در صورتي که بين او و پيامبرتان يک مادر بيشتر فاصله نيست . اين چه ديني است که شما داريد ؟!